دلنوشته های بارانـــــــــــی:

گـــــرم یادآوری یانه...؟من از یادت نمیکاهــــــم....تورامن چشــــــم در راهم

تقدییییییییییییییییم به : بهترینم :
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧   کلمات کلیدی: عزیزکم : تولدت مبارک ،بمناسبت سالروز تولد عزیزم ،تقدیم به هستیییییییییی عزیزم
   
 

  بیا متظر تو ام  
     
 

در آرزوی سر زدن آفتاب وصال؛شب هجران را تحمل می کنم.

بیهوده نیست که من بی تو؛نمی شوم و ترکیب تو در نام من قاعده زبان است که من بی تو سرگردانم.

و تو بی من گنگ؛و منم که تو را می نوازم که بی من چنگ خاموشی.

و تویی که به من شور می دمی که بی تو سیاهی سردم و سراب ساکتم.

در حلقوم هر دردمندی تو را نالیده ام؛ودر خلوت تنهایان برای تو گریسته ام.

در همه ی دل های عاشق به خاطر تو تپیده ام.

و همه ی چشم های خوب از دل من اشک ریخته اند.همه ی آه های ناکام از سینه ی من بر خاسته اند.

در همه ی بی تاب ها؛غم های ناشناس؛حسرت های مجهول؛جستجوهای بی انتها؛همه من بوده ام؛همه تو بوده ای.

 

عشق را در پی ات روان کرده ام و هنوز آواره است؛زیبایی ها از تو نشان می گیرند و هنوز ناشناخته اند...

کجایی ای آشنای ناشناس!ای خویشاوند بیگانه! ای همیشه با من! بی تو بودن سخت است و غریب طاقت فرساست.

پس بیا !بیا که دیر گاهی ست چشم انتظار تو ام.